معرفی کوتاه "قاچاق نبی" ,"سارا" و"کوراوغلو" در

 شعر شهریار 

"قـــاچاق نــــبی " یک شخصیـــت مبــــــارز و ظلم ستـــــیزی بـــود که در دوران

حکومت تزارها, مبارزات دهقانی را رهبری میکرد.او در ولایت الیزابت پل در بخش رنگه

زور دهی بنام "اشاقی مولی" بدنیا آمد.پدر نبی تهی دستی بود  که یک خانواده هفت

نفری را سر پرستی میکرد.هنگامی که نبی شانزده ساله بود ارباب پدرش را زیر کتک

می گرفت.نبی به ارباب حمله کرد ولی با شکایت ارباب نبی را دستگیر کردند.حکومت

تزاری او را به اردوی کار اجباری محکوم کرد.نبی از آنجا فرار کرده و به همراه همسر

دلیرش"حجر"علیه ستم فئودالها و حکومت تزاری به مبارزه پرداخت نیروهای دولتی با

دشواری فراوان توانستند گروههای یاغی وسرکش را که رهبریشان به عهده نبی بود

سرکوب کنند. "نـــبی" در سال 1313 هجری قمری با همکاری ماموران تزاری وحکام

قاجاری در یــکی از روستا های ارومیه به قتــل رسید ,اما دلاوریهای او به افسانه ها

پیوست.به نام "قاچاق نبی" سروده ها واشعار زیادی سروده شده است.از جمله این

شعر شهریار:

دور قفس قاپیسین بیر آچاق نبی

بو صینیق قانادلا بیر اوچاق نبی

"قازامات"ایستی دیر یاتا بیلمیسن

آنالار بئشیگین ساتا بیلمیسن

اوز آتا یوردونو ,آتا بیلمیسن

غیرتین قوربانی آی "قاچاق نبی"

***************

"سارا"کودکی زیبا و محبوب در دوران ارباب ورعیتی در دشت مغان به دنیا آمد,مادرش

را در کودکی از دست داد وتحت سرپرستی پدرش رشد کردوبا جوان دلیری که ملقب

به "خان چوپان "بود پیوند عقد بست.اما خان بزرگ "ارباب"با ضرب وشتم خانواده دختر

سارا را به اجبار به عقد ظاهری خود در آورد."سارا" که همچنان به پیوند واقعی خودبا

"خان چوپان"  وفادار بود , پــیش از آنکه به خانه "خان بزرگ" برود خود را در رودخانه ای

غرق می کند وحسرت تـبهکاری را به دل "خان بزرگ" می گذارد و به تعبــــیر شهریار

عروس دریا می شود:

"سارا" گل و ماه کوهپایه

در خانه زین عروس میرفت

سیلش بربود و اژدهائی

تند وخشن وعبوس میرفت

گلدسته بر آب وشیون خلق

بر گنبد آبنوس می رفت

"سارا" تو شدی عروس دریا

***************

روشن نام پسر دلاوری است که پدرش "علی کیشی" نامیده می شد.آنـــها در دوره

ارباب و رعیتی (فئودالیسم) در قلمرو "حسن خان" زندگی می کردند. حسن خان به

جهت اتفاق بسیار جزئی دستـور می دهد چشمهای علی کیشی را در آورده و او را

کور سازنـــد.پــس از این واقعه روشن ,"کور اوغـلو" یعنی فرزند مرد کور نـــامیده می

شود.این اتـــفاق باعث می شود که کور اوغلو و پدرش از قلمرو حاکمیت حسن خان

گریخته و در کوهستان صعب العبوری به نام " چنــلی بل" یعنی کمره مه آلود ساکن

شده واز آنجا به همراه انقلابیونی که به گرد آنها جمع شده بودند علیه شیوه ارباب و

رعیتی به مبارزه بر می خیزند.

داستــان فولکوریک "کور اوغلو" به اعتــقاد بسیاری از صاحب نـــظران ریــشه در وقایع

اجتـــماعی  و سیاسی (قیام جلالی لر و قیــام بابک خرمدین) دارد.کوه سهنــد, نـام

کوراوغلو را در بندی از سهندیه برای شهریار تداعی می کند.

گول چیچکدن بزه ننده, نه گلینلر کیم نازین

یئل اسنده او سولاردا نه درین راز –نیازین

اوینایار گوللر قوتازین

تیتره ییر ساز تئلی تک شاخه لرین چایدا چمنده

یئل او تئلر ده گزنده نه "کوراوغلو" چال سازین