انتصاب 4 استاندار جدید در هیئت دولت .سعادت استاندار آذربایجان غربی

انتصاب استانداران آذربایجان غربی،کرمانشاه، سیستان و بلوچستان و هرمزگان استانداران آذربایجان غربی،کرمانشاه، سیستان و بلوچستان و هرمزگان با تصویب هیئت دولت منصوب شدند.

قربانعلی سعادت متولد بخش انزل روستای قره باغ

آذربایجان غربی «سعادت» مند می شود!


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور؛ در جلسه امروز هیئت دولت بنا به پیشنهاد وزارت کشور قربانعلی سعادت، ابراهیم رضایی، علی اوسط هاشمی و جاسم جادری به عنوان استانداران آذربایجان غربی،کرمانشاه، سیستان و بلوچستان و هرمزگان منصوب شدند.

امیر علیشیر نوایی

امیر علیشیر نوایی را بیشتر بشناسیم


امیر علیشیر نوایی را بیشتر بشناسیم (بخش اول)


دکتر حسین محمدزاده صدیق

استاد بازنشسته دانشگاه

امیر علیشیر نوایی، نابغه ی جهان اسلام

1- زندگی

نظام الدين امير عليشير نوايي در 17 رمضان سال 844 هـ . ق. (9 فوريه 1441 م.) در شهر هرات، در يك خانواده‌ي اويغور چشم به جهان گشود. نام پدرش غياث الدين كيچكينه بهادر از نزديكان ابوالقاسم بهادر حاكم خراسان بود. پدر بزرگِ مادري‌اش نيز ابوسعيد چيچك از بيگلر بيگي‌هاي ميرزا بايقارا به شمار مي‌رفت. پدرانش در اصل جزو كارگزاران تيموري به حساب مي‌آمدند.

2 – زندگي سياسي

در منابع زندگي‌گزاري، از امير عليشير به عنوان نديم سلطان حسين نام برده مي‌شود؛ ولي بايد گفت كه به خلاف تمايل وي به كناره‌گيري از مناصب دولتي، هيچ‌گاه نتوانست از جوّ سياسي و دولتي جدا شود و سلطان حسين در اداره‌ي ملك و دولت پيوسته محتاج تدابير او بوده است و نزديك سي و دو سال او را پيش خود نگه داشت. وي در60 سالگي در اقامتگاه خود وفات كرد و در جوار مسجد قدسيه كه خود بنا كرده بود و در مزاري كه قبلاً آماده داشت، دفن شد.

3 – نابغه‌ی ترک زبان جهان اسلام

اميركبير مير عليشير نوايي برجسته‌ترين شخصيت ادبيات تركي جغتايي در قرن 9 هجري در آسياي ميانه محسوب مي‌شود. شيوه‌ي ادبي تركي جغتايي كه تا حدودي تحت تأثير تركي قاراخاني بود، در آن عصر، در هرات و سوي‌هاي آن و بسياري از مناطق خراسان بزرگ گسترش و تكامل يافته بود.

4 – آثار امير عليشير نوايي

عليشير نوايي، گذشته از ديوان و مثنوي‌هاي مختلف، آثاري در زمينه‌هاي موسيقي و عروض نگاشته و تذكره و تاريخ نيز از خود بر جاي گذاشته است. تا كنون 29 اثر مستقل او باز شناخته شده است كه نشانگر تسلط وي به علوم عصر خود و مهارت وي در سخن‌پروري است:

وي، در عصر خود مبلّغ فداكار اعتنا به زبان و ادبيات تركي و مشوّق جوانان به خلق آثار ادبي در اين زبان بوده است. در كتاب محاكمة اللّغتين دو زبان تركي و فارسي را رو در رو مي‌نهد، آن دو را با هم مقايسه مي‌كند و نشان مي‌دهد كه تركي، از هر نظر برتري‌هاي فراواني دارد و احساسات بسيار رقيق و ادراكات عميق بشري را مي‌توان در اين زبان بيان كرد. براي اثبات اين ادعا، خود پيش‌قدم شد و در مقابل آثار منظوم و منثور فارسي، نظير آن‌ها را با حفظ خود ويژگي‌هاي خلاقه ايجاد كرد. اين آثار در زمينه‌هاي مختلف و به شرح زير براي ما بر جاي مانده است:

1. مذهبي و اخلاقي:

1- 1. چهل حديث. (886 هـ .)

2 - 1 . نظم الجواهر. ( 890 هـ .)

3 - 1 . لسان الطير. (904 هـ .)

4 - 1 . سراج المسلمين. (905 هـ .)

5 - 1 . محبوب القلوب. (906 هـ .)

2. تاريخي:

1 - 2. تاريخ انبيا و حكماء. (890 هـ .)

2 - 2. تاريخ ملوك عجم. (890 هـ .)

3 - 2. زبدة التواريخ. 

3. رجال و انساب:

1 - 3. حالات سيد حسن اردشير. (896 هـ .)

2 - 3. خمسة المتحيرين. (898 هـ .‌)

3 - 3. حالات پهلوان محمد. (900 هـ .)

4. تذكره:

1 - 4 . مجالس النفائس. (897 هـ .)

2 - 4 . نسائم المحبة من شمائم‌ الفتوة. (901 هـ .) 

5. زبان و ادبيات: 

1 - 5. محاكمة اللّغتين. (905 هـ .)

2 - 5. ميزان الاوزان. 

3 - 5. رساله‌ي معما. (898 هـ .)

4 - 5. منشآت. (897 هـ .)

6. خزائن المعاني يا چهار ديوان تركي:

1 - 6. غرائب الصّغر. (904 هـ .)

2 - 6. نوادر الشّباب. (904 هـ .)

3 - 6. بدايع الوسط. (904 هـ .)

4 - 6. فوائد الكبر. (904 هـ .‌‌‌‌‌‌‌)

7. ديوان فارسي.

8. خمسه:

1 - 8. حيرة الابرار. (888 هـ .)

2 - 8. فرهاد و شيرين. (889 هـ .)

3 - 8. ليلي و مجنون. (889 هـ .)

4 - 8. سبعه‌ي سيّاره. (890 هـ .)

5 - 8. سدّ اسكندري. (889 هـ .)

9. اسناد:

1 - 9. وقفيه. (886 هـ .) 

با توجّه به اين‌که کتاب فرهنگ ترکی به فارسی سنگلاخ و به دنبال آن خلاصه‌ی عباسی، در شرح لغات دشوار آثار منظوم و منثور امیر علیشیر نوایی تألیف شده است، جا دارد آثار او را به کوتاهی معرفّی کنم:

1 – 4 . خزائن المعاني

خزائن المعاني مجموعه‌ی چهار دیوان ترکی امیر علیشیر نوایی را در برمی‌گیرد.

تعداد انواع اشعار ديوان‌هاي چهارگانه‌ي فوق، به شرحي كه آگاه سيرري لوند بر شمرده، چنين است: 

غرائب الصغر: داراي 636 غزل، 1 مستزاد، 3 مخمّس، 1 مسدّس، 1 ترجيع‌بند، 1 مثنوي، 34 قطعه، 131 رباعي.XIV

نوادر الشّباب: داراي 647 غزل، 1 مستزاد، 3 مخمس، 1 مسدس، 1 ترجيع‌بند، 1 تركيب‌بند، 50 قطعه، 52 معما.XV 

بدايع الوسط: داراي 638 غزل، 1 مستزاد، 2 مخمس، 2 مسدس، 1 نرجيع‌بند، 1 قصيده، 58 قطعه، 10 لغز، 13 تويوق.

فوائد الكبر: داراي 627 غزل، 1 مستزاد، 2 مخمس، 1 مسدس، 1 مثمن، 1 ترجيع‌بند، 1 مثنوي، 48 قطعه و 84 مفردات.XVI 


ترتيب غزليات در چهار ديوان فوق به اين صورت است كه در آغاز همه‌ي قوافي حروف؛ تحميديه، مناجات، نعت و يك غزل عرفاني آورده و سپس غزل‌هاي غنايي و گاه تعليمي خود را مرتّب ساخته است. در حالي كه تا روزگار وي تحميديه و نعت فقط در قافيه‌ي الف مي‌آمده است.

ويژگي ديگر آن‌كه در كنار 28 حرف سيستم الفباي تركي قافيه‌هاي حرف (پ، چ، ژ، لا) را نيز داخل ترتيب غزل‌ها كرده است.

2 – 4 . ديوان فارسي

از امير عليشير نوايي گذشته از چهار ديوان تركي جغتايي، يك ديوان فارسي نيز بر جاي مانده است. اين ديوان شامل 6 قصيده، 468 غزل، 1 مسدس، 1 ترجيع‌بند (در مرثيه)، 36 قطعه، 67 رباعي، 16 ماده تاريخ، 341 معما، 6 لغز است.

ديباچه‌ي ديوان فارسي با قطعه‌ي زير شروع مي‌شود:


بيت القصيده‌ی همه‌ خيل سخنوران،

شه بيت جنس نظم همه نظم گستران.

مدح و ثنای پادشهی دان كه از رهش،

يك پاره سنگ شد گهر عالی افسران.


3 – 4 . حيرة الأبرار

نظیره‌ای بر مخزن‌الأسرار نظامی به شمار می‌رود.

نوايي نيز به شيوه‌ي نظامي، مثنوي خود را در 20 مقالت بر ساخته است و بر هر مقالت يك حكايت و ساقي‌نامه‌اي در دو بيت افزوده است. 

4 – 4 . فرهاد و شيرين

نوايي در سرآغاز دومين مثنوي از خمسه‌ي خود از اين دو شاعر ترك تبار به نيكي ياد كرده است. سرآغاز آن چنين است:

به حمدك فتح ابواب المعانی،

نصيب ائت كونگلومه فتح اولماغ آنی.


5 – 4 . ليلي و مجنون

ليلي و مجنون سومين مثنوي از خمسه‌ي نوايي به شمار مي‌رود كه در پاسخ و نظيره‌اي بر مثنوي‌هاي نظامي گنجوي و امير خسرو دهلوي در بحر هزج مسدّس در 38 پاره و 3622 بيت سروده شده است.

اين مثنوي چنين آغاز مي‌شود:


ای ياخشی آتينگ بيله سرآغاز،

انجاميغا كيم يئتر هر آغاز!

ای سندن اولوس خجسته فرجام، 

آغازينغا عقل تاپمای انجام.

ای عقلغه فائض معانی، 

باقی سن و بارچا خلق فانی.

ای ائلگه عدم بقانی ائيلپ.

ذاتينغا فنانی فانی ائيلپ.


6 – 4 . سبعه‌ی سیاره

چهارمين مثنوي از خمسه‌ي امير عليشير نوايي با نام سبعه‌ي سياره در پاسخ به هفت پيكر نظامي و هشت بهشت امير خسرو دهلوي در بحر خفيف سروده شده است و داستان زندگي بهرام گور را در بر دارد. 

7 – 4 . سد اسکندری

پنجمين مثنوي خمسه‌ي نوايي، سد اسكندري نام دارد كه نظيره‌اي بر اسكندرنامه‌ي نظامي و آئينه‌ي اسكندري از امير خسرو دهلوي به شمار مي‌رود و مانند آن‌ها در وزن بحر متقارب (فعولن، فعولن، فعول) سروده شده است و در شرح احوال اسكندر مقدوني فرزند فيليپ معروف به اسكندر كبير است.

8 – 4 . لسان ‌الطیر

مثنوی لسان الطیر نظیره‌ای بر منطق‌الطیر عطّار نیشابوری است.

وي در اين مثنوي مقام معنوي عطّار را بسيار بها مي‌دهد. در زير عنوان «قدوة الاحرار و قبلة الابرار شيخ فريد الدين عطّار، قدّس الله روحه‌‌غه مدح و ثنا آغازي و اؤز عرض نيازي» گويد:


خلق اوچون مخلوط ايتيب گول بيرله قند، 

طبعيغه گول قند يانگليغ سودمند.

چون «مصيبت نامه»سين ائيله‌ بيان، 

يوز مصيبت نفسقه ائيلپ عيان.

هر مصيبت‌دين كؤنولگه سور اولوب، 

كيم كؤنول او سوردان مسرور اولوب.

چون رقم ائيليپ «ايلاهی نامه»نی، 

وحی‌غه ائيلپ محرّر خامه‌نی.

شرح اسرار ايلاهی ائيله‌بن، 

خلق آرا شرحين كماهي ائيله‌بن.

چون‌كه «اشترنامه» ائيلپ آشيكار،

نكته‌سی بختی‌لرين تارتيب قطار.

 

                                                            با تشکر از آینا نیوز

موسیقی مکتب عاشیقی اورمیه ثبت ملی شد

موسیقی مکتب عاشیقی اورمیه ثبت ملی شد



موسیقی مکتب عاشیقی اورمیه ثبت ملی شد

یک قدم تا جهانی شدن

موسیقی مکتب عاشیقی اورمیه بعد از سالها کش و قوس و رقابت با سایر استانهای عاشیق خیز ایران به شماره 165 در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور ثبت ملی گردید.
به گزارش آینانیوز به نقل از روابط عمومی حوزه هنری آذربایجان غربی، موسیقی عاشیقی از اصلی ترین شاخصه های ملت های ترک زبان در سراسر جهان است که در ایران دارای مکتبهای مختلف می باشد که در این میان مکتب عاشیقی اورمیه بنابه نظر کارشناسان و اساتید این هنر در سراسر جهان اصیل ترین و قدیمی ترین مکتب عاشیقی می باشدکه تا به امروز اصالت خود را حفظ کرده است.
مکتب ارومیه مکتب عرفان، حماسه و عشق است که 54 مقام باقی مانده از آن (گردآوری شده در آلبوم اورمودان گلن سسلر) توسط هنرمندان عاشیق که امروزه بیش از یکصد نفر از آنها به مرکزیت شهرستان ارومیه در سطح استان فعالیت می کنند و عضو کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی به عنوان تنها کانون رسمی کشور می باشند در عروسیها، قهوه خانه ها و بعضی وقتها در مراسمات رسمی اداری اجرا می شوند.
تکنوازی عاشیقها، غیر ریتمیک بودن مقامها، کلامی بودن موسیقی ارائه شده در کنار آلت موسیقی (قوپوز) هفت سیمه با 14 پرده به نام 14 معصوم از شاخصه های اصلی مکتب عاشیقی اورمیه است که آنرا در سطح ایران و جهان منحصر به فرد کرده است.
در این مکتب مفاهیم عرفانی و حماسی به اوج خود می رسد و مفاهیم اجتماعی که سرشار از آداب و رسوم سنتهای پاک مردم گذشته این دیار است در قالب داستانهای شیرین و اشعاری با مفاهیم ساده و در عین حال تاثیرگذار از شاعران گمنام ارائه می گردد.
دوللو مصطفی ، بالولو مسکین، فرهاد سلیمی، عزیز مرادخانی، قرمزه باش علی، درویش وهاب زاده و دهها نفر دیگر که بسیاری از آنها به علت فقدان تاریخ نویسی و عدم پژوهش در این زمینه فراموش شده اند،از ستاره های درخشان این هنر در 200 سال اخیر می باشند که جا دارد از امروز به بعد با توجه به ثبت ملی این مکتب بیشتر به آن پرداخت و در جهت ترویج و حفظ آن کوشش دوچندان کرد.

مستند «روستای قولنجی» در حوزه هنری آذربایجان غربی تولید شد

 مستند «روستای قولنجی» در حوزه هنری آذربایجان غربی تولید شد            

فیلم مستند روستای قولنجی به مدت 20 دقیقه به کارگردانی یوسف کارگر در واحد هنرهای تصویری حوزه هنری آذربایجان غربی تولید شد.

مستند «روستای قولنجی» در حوزه هنری آذربایجان غربی تولید شد



فیلم مستند روستای قولنجی به مدت 20 دقیقه به کارگردانی یوسف کارگر در واحد هنرهای تصویری حوزه هنری آذربایجان غربی تولید شد.

در این فیلم قابلیتهای مختلف روستای قولنجی از زوایای مختلف مردم شناسی و هم زیستی مذاهب و ادیان در کنار هم، صنعت، کشاورزی، دامداری و آداب و رسوم این روستا در کنار مفاخر فرهنگی و هنری و رویدادهای تاریخی آن به تصویر کشیده شده است.

مستند روستای قولنجی به نویسندگی و کارگردانی یوسف کارگر، تصویربرداری امین اسدی  و توحید صحراپیما، تدوین یوسف کارگر، صدابرداری کریم محمدی، عکس وحید رضوی و با مدیریت بهمن حاتمی طی مرداد ماه سال جاری تصویر برداری و به تولید رسیده است. 

قولنجی روستایی با جمعیت بیش از 6000 نفر در 45 کیلومتری جاده ارومیه به سلماس در کنار دریاچه ارومیه است. در این روستا مذاهب مختلف در کنار هم زندگی مسالمت آمیزی با هم دارند و عبدالرحمن طیار معروف به دده کاتب در این روستا زاده و مدفون شده است.

مناظره داغ جهانگیرزاده با معاون محیط زیست کشور در رسانه ملی

مناظره داغ جهانگیرزاده با معاون محیط زیست کشور در رسانه ملی



مناظره داغ جهانگیرزاده با معاون محیط زیست کشور در رسانه ملی

اگر وزارتخانه های مسئول به وظیفه قانونی شان عمل می کردند امروز دریاچه اورمیه به این وضعیت دچار نمی شد

نماینده مردم اورمیه در مجلس شورای اسلامی در مناظره شب گذشته(یکشنبه) با معاون سازمان حفاظت محیط زیست کشور در شبکه خبر از برنامه های مصوب اجرا نشده ارگانهای مسئول در طرح احیاء دریاچه اورمیه به شدت انتقاد کرد.
به گزارش آینانیوز جواد جهانگیرزاده در خصوص آخرین وضعیت این دریاچه گفت: هرسال 8 میلیارد متر مکعب از آب دریاچه کم می شود و این در حالی است که تا قبل از سال 75 که طرح انتقال آب زرینه رود به استان دیگر اجرا شد، دریاچه اورمیه بیشترین تراز آب خود را داشت.
وی با اشاره به اینکه توسعه هزینه دارد ولی باید جلوی بخشی از این هزینه ها را گرفت اظهار داشت: در قانون برنامه دوم و سوم آمده که اجرای هر طرح اقتصادی باید با هماهنگی و اخذ تایید از سازمان محیط زیست باشد اما وقتی در کشور قانون گریزی حاکم می شود چه کسی باید پاسخگو باشد.
جهانگیرزاده ادامه داد: ما اعتراض داریم به اینکه چرا شورای عالی محیط زیست هشت سال است در کشور ما تشکیل جلسه نداده است.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نهم خاطرنشان کرد: یک طرح دیگر را دادند اینکه آب ارس را به حوضه آبریز شمال شرق دریاچه اورمیه انتقال دهند در حالیکه در این طرح حتی یک قطره آب هم به دریاچه نخواهد رسید
نماینده اورمیه در خصوص آبهای پشت سدها نیز گفت: همه سدها را اگر بازکنیم و آبهایشان را به دریاچه هدایت کنیم بازهم نهایتا می شود یک میلیارد و هشتصد هزار متر مکعب و این در مقایسه با کسری آب دریاچه اورمیه ناچیز است.
وی با اشاره به وجود 400 هزار هکتار اراضی زیر کشت در حوضه آبریز دریاچه اورمیه و اینکه قرار بود وزارت جهاد کشاورزی این اراضی را تبدیل به آبیاری تحت فشار کند این سوال را مطرح کرد که این وزارتخانه تاکنون چه اقدامی در این مورد انجام داده است.
قائم مقام مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی از اجلاس باری که با حضور استانداران استانهای همجوار دریاچه اورمیه و سه وزیر دولتهای نهم و دهم برای تدوین سند احیاء دریاچه تشکیل شده بود نیز گفت و تاکید کرد که مصوبات این اجلاس با گذشت چند سال هنوز عملیاتی نشده است.
او خطاب به مجری شبکه خبر از عدم حضور وزرای جهاد کشاورزی و نیرو به عنوان دستگاههای مسئول و پاسخگو در این مناظره انتقاد کرد.
ادامه نوشته

فارص طیار قولونجو مرحوم دده کاتب ین اوغلو

 
فارص طیار قولونجو مرحوم ده ده كاتیب ین اوغلو ۱۳۴۳ اونجو گونش ایلینین یایین اورتا آیینین ۴ اونجو گونونده دونیایا گوز آچدی اوشاقلیقدان اوز ده ده سی مرحوم ده ده كاتیب یانیندا شعر و تورك ادبیاتینان تانیش اولوب و ده ده كاتیب دا اونا هم بیر ده ده و هم تورك فولكلورونون و ادبیاتینین بیر اوستادی اولوب .فارص طیار قولونجو تحصیلاتینی اقتصاد صاحه سینده دیپلما قدر تاماملاییب و درسی بوشلاییبدی .او ۱۳۵۹ دان بری شعردئمه یه باشلاییب آما او شعرلرینی اوز ده ده سینه احترام و سایغی اوزونده ن ساخلاییب و اوزه چیخارتماییبدی. اونون  ۳۰ ایللیك مطالعاتی مذهبی و تاریخی و توركو ادبیات  صاحه سینده وار كی ۱۳۸۸ اینجی گونش ایلینده باكی دانشگاهیندان  تورك ادبیات لیسانسینی آلیبدی .فارص طیار، مرحوم ده ده كاتیب ین اولومونده ن سورا شعرلرینی اوزه چیخاردیب و ده ده سینین یولونو ن آردینی توتوب و شعرلری (کاتیب اوغلو )تخلص ایله آشیق لارین دیل ازبری اولوب و ساز سوزونه ن دئییلیر .اونا و بوتون تورك  فولكلور و ادبیاتیندا چالیشانلارا جان ساغلیغی و باشاریلی اولمالارینی اولو تانریدان دیله ییریك.
 کاتب اوغلو فارصین شعرلرین یازینین آردیندا اوخویون
 
                                                             من سیز

 

شاعرگویلومده سوز  آخار یاغ کیمی                                           نعره چکیر دهانیمدا    دیل من   سیز

باغلاسالار   بولبول  کیمی  دیلیمی                                       سولار بیر بیر لاله من سیز گول من سیز

ائل اوبانی    وصف ائلیین سوز منم                                            بو یایلایا    دوغرو    گیره ن    ایز منم

او تای   باکی   بو   تایدا   تبریز منم                                            چملی بئله گذر سالماز یئل من سیز

هر یئرده   بیر آدیم   واردی    یادیگار                                           گاه نظامیم    بیر     زاماندا    شهریار

گاه  ده ده کاتیب ام    گاهدا  بختیار                                           یالقیز قالار اوبا من سیز ائل من سیز

آلتایلاردان   قالخیب    گلن   منیدیم                                          دالقا دالقا      آخیب    گلن     منیدیم

داغ    دنیزی   سوکوب  گلن منیدیم                                          گلمز اولسام وطن قالار چول من سیز

آراز   اولدوم   بو  توپراغی سوواردیم                                          قیزیل اوزه ن    فریادینا    سس وئردیم

ساوالاندا     قار    اولوبن       اریدیم                                         اریمزسم    چایدا آخماز سئل من سیز

صایفا صایفا      تاریخلرده    آدیم وار                                         اوغوز خاندان   چوخلو      یادیگاریم وار

ده ده کاتیب      بیرده   شهریاریم وار                                       قهرمانلار    یئرده   قالار  شیل من سیز

ده ده قورقود سازینی   من آلمیشام                                       ماهنیلاری    قوپوزدا    من   چالمیشام

خان چوبانین افسانه سین یازمیشام                                      دوغرو چالماز او سازداکی تئل من سیز

بیر    آغاجام   ییرمی ایکی   بوتاغیم                                      اوزبک قازاق   قیرقیز    تورکی    دایاغیم

آلتایلاردان      آغ       دنیزه    یاتاغیم                                      جهان اولار باشدان  باشا چول من سیز

کاتیب  اوغلو      ارنلرین          ایزینه                                       شرافتلی      شاعرلرین         سوزونه

تاریخلرین            میدانینا      دوزونه                                      پهلوانلار     آچا بیلمز    یول     من سیز


                                                    الده ن گئده ر

 

ده لی گویلوم اعتبارسیز دونیادا                                  گونلر گئچه ر روزگار الده ن گئده ر

مال مولكه فراحلانیب سئوینمه                                   بیرگون گلیر هر نه وار الده ن گئده ر

وارین اولسابهره آپارگونونده                                        جوانلیقدا قیسمت چاتار یئرینده

قوجالیقدا قالسان ائوین دیبینده                                   ائل ایچینده اعتبار الده ن گئده ر

خوش گونونده بیر آللاهی یاد ائله                                بیر تك یاراداندان سن دیلك دیله

یئل گتیره ن مالی حق وئرر یئله                              حرام یولدان گلن وار الده ن گئده ر

كاتیب اوغلو بیر اینجه بئل بال دوداق                         خومارگوزله ر كمان قاشلارآل یاناق

فلك قویسا بیزده بولاردان داداق                               زمان دولسا گوزه ل یار الده ن گئده ر

قولونجو وبلاگی

کتابخانه‌ی عمومی «یار مهربان» قولنجی نمونه‌ی کشوری شد

کتابخانه‌ی عمومی «یار مهربان» قولنجی نمونه‌ی کشوری شد

» سرویس: استان ها - آذربايجان غربي
19859.jpg

مدیر کل کتابخانه‎های عمومی آذربایجان‌غربی گفت: کتابخانه‌ی عمومی «یار مهربان» قولنجی در حوزه‌ی امور فرهنگی به عنوان نمونه‌ی کشوری انتخاب شد.

«علی فیروز» در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه‌ی آذربایجان‌غربی، اظهار کرد: کتابخانه‌ی عمومی «یار مهربان» قولنجی در سال‌های اخیر روند روبه رشد مضاعفی داشت و تاکنون موفق به کسب عناوین مختلفی شده است و مسوولان استانی و کشوری آن را چندین‎ مرتبه تقدیر کردند.

وی افزود: از عنوان‌های کسب شده‌ی این کتابخانه می‌توان به انتخاب «حسین سلیم‌زاده» در سال 90 به عنوان کتابدار نمونه‌ی کشوری، انتخاب کتابخانه به عنوان کتابخانه برتر فرهنگی در آذر 90 و 91، انتخاب کتابخانه به عنوان برترین عملکرد در دهه‌ی فجر 90، کتابخانه‌ی برتر استانی در عملکرد طرح «کتاب من» و مشارکت فعال اعضاء در اجرای مسابقات متنوع فرهنگی نهاد اشاره کرد.

فیروز تصریح کرد: «سلیم‎زاده» علاوه بر موفقیت در امور اداری در زمینه‌ی‎ مطالعه و پژوهش نیز موفق بود و عنوان مقاله برتر در نخستین همایش ملی گردشگری و طبیعت‌گردی ایران زمین در 17 اسفند 91 در همدان را کسب کرد.

 

تورکین دیلی استاد شهریار

تورکون دیلی


تورکون دیلی تک سئوگیلی ایستکلی دیل اولماز

اوزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

اوز شعرینی فارسا عربه قاتماسا شاعر

شعری اوخییانلار ائشیدنلر کسییل اولماز

تورکون مثلی فولکولوری دنیادا تکدیر

خان یورقانی کند ایچره مثلدیر میتیل اولماز

آذر قوشونون قیصر رومی اسیر ائتمیش

کسری سوزودور بیر بئله تاریخ ناغیل اولماز

شاعر اولا بیلمز سن آنان دوغماسا شاعر

مس سن آ بالام هر ساری کوینک قیزیل اولماز

انسانسان اگر توت بو ذلیل خلقین الیندن

آللاهی سئورسن بئله انسان ذلیل اولماز

استاد شهریار

اسامی ترکی برای دختران همراه با معنی

اسامی ترکی برای دختران همراه با معنی
 
دختر
 
آبا .....مادر..... ABA
آدای .....نامزد ، کاندید..... ADAY
آذر..... آتش..... AZƏR
آشقین..... عبور کننده ، رد شونده..... AŞQIN
آغ باتان..... سفید رو،نام قدیم همدان..... AĞBATAN
آغ بنیز .....سفید رو ، دارای صورت روشن..... AĞBƏNIZ
آغ بوجاق..... گردن بلورین..... AĞBUXAQ
آغ سو .....سفید وش ، نورانی ، زیبا..... AĞSU
آلا گوز..... شهلا..... ALAGÖZ
آلتینای..... ماه طلائی..... ALTINAY
آلماز..... دافع ، رد کننده..... ALMAZ
آلیاناق..... سرخ گونه ، دارای لب های سرخ..... ALYANAQ
آنا دولو..... دارای ریشه اصلی ، مملو از مادر..... ANADOLU
آی اولدوز..... ماه و ستاره ، ستاره زیبا..... AYULDOZ
آی ایشیق..... نور ماه ، پرتو ماه..... AYIŞIQ
آیوز..... ماه رخ..... AYÜZ
آیپارا..... پاره ماه ، مهپاره..... AYPARA
آیتای..... عین ماه ، ماه وش ، لنگه ماه..... AYTAY
آیتک..... ماهوار،زیبا..... AYTƏQ
آیدا..... در وجود ماه ، ماه صفت..... AYDA
آیتن..... نزد ماه،در وجود ماه..... AYTƏN
آیچین..... برای ماه،مثل ماه..... AYÇIN
آیسان..... مثل ماه،دارای گذشته درخشان..... AYSAN
آیسو..... شبیه ماه،نور ماه..... AYSU
آی سئل..... سیل ماه،سیل زلال و شفاف..... AYSEL
آیشن..... ماه خندان، ماه شاد..... AYŞƏN
آیفر..... ماه صفت، با شکوه..... AYFƏR
آی گول..... گل سفید،گل خوشبختی..... AYGÜL
آیلا..... هاله ماه..... AYLA
آیلار..... خوبرویان، زیباها، ماه ها..... AYLAR
آیلی..... ماه وش،ماه صفت،ماهرخ ..... AYLI
آیلی سئل..... سیل دارای ماه، سیل زلال..... AYLISEL
آیلین..... هاله اطراف ماه..... AYLIN
آیمان .....تمثیل کننده ماه،مثل ماه..... AYMAN
آینار .....انار سفید،انار زیبا..... AYNAR
آینور..... نور ماه، دارای انوار ماه..... AYNUR
آیسوی .....پاکنژاد..... AYSOY
آیشین .....ماه پاره..... AYŞiN
ائل ایستر..... محبوبه خلق..... ELISTƏR
ائل بزر..... زینت دهنده خلق،مردم آرا..... ELBƏZƏR
ائل چیچک..... گل مردم..... ELÇIÇƏK
ائلقیز .....دختر مردم،محبوبه خلق..... ELQIZ
ائلمیرا نمایانگر مردم،تمثیل کننده ملت..... ELMIRA
ائلنور .....نور مردم،چراغ مردم،راهنمای مردم..... ELNUR
ائلناز .....محبوب مردم،عشق مردم..... ELNAZ
ارتئل .....اسم خاص..... ƏRTEL
اردوغان..... قهرمان زا،قهرمان پرور..... ƏRDOĞAN
ارسوی..... قهرمان نژاد..... ƏRSOY
ارکناز..... ناز آزادی..... ƏRKNAZ
ارگون..... قهرمان روز،همیشه قهرمان..... ƏRGÜN
اسین..... نسیم،باد ملایم سحری..... ƏSIN
ایپک..... ابریشم،حریر..... IPƏK
ایزیناز..... خوش اثر،دااری رد خوشایند..... IZINAZ
ایلای..... ماه و سال..... ILAY
اینجه بئل..... کمر باریک..... INCƏBEL
اینجه تئل..... دارای موهای ظریف..... INCƏTEL
اینجه گول .....گل ظریف،گل نازک..... INCƏGÜL
اینجی .....مروارید،صدف..... INCI
اینجی قیز..... دختر زیبا،دختر مثل مروارید..... INCIQIZ
اینجی گؤز..... دارای چشمان مثل مروارید،چشم براق..... INCIGÜZ
اودئل..... خلق آتش..... ODEL
اودسان .....آتشین..... ODSAN
اودمان..... آتشپاره،نشانگر آتش..... ODMAN
اورمان..... جنگل..... ORMAN
اولماز..... بی همتا،نشدنی،غیر ممکن..... OLMAZ
اؤزگور..... مستقل..... ÖZGÜR
اؤزلم..... حسرت..... ÖZLƏM
اولدوز..... ستاره..... ULDUZ
اوزگون..... متاسف،غمگین..... ÜZGÜN
اوستون .....برتر،والا..... ÜSTÜN
اولکر..... ستاره سحری..... ÜLKƏR
بالسان..... مثل عثل،شیرین..... BALSAN
باللی..... شیرین،مثل عسل..... BALLI
بورچین..... غزال..... BURÇIN
بورلا..... بلند قامت،دارای گسوان بلند..... BURLA
بیرجه..... یگانه..... BIRCƏ
بیلگین .....دانا و دانشمند..... BILGIN
جوشار .....جوشان،شور انگیز..... COŞAR
چاغلار .....متلاتم..... ÇAĞLAR
چیلغین..... عاشق،واله،مجنون..... ÇILĞIN
چیچک..... شکوفه،گل..... ÇIÇƏK
دالغا..... موج..... DALĞA
داملا..... قطره..... DAMLA
دورنا..... درنا..... DURNA
دویغو..... احساس..... DUYĞU
دورو..... صاف،بی آلایش،شفاف..... DURU
دیلغم..... نام آهنگ..... DILĞƏM
دیلر..... آرزومند و دارای آرمان..... DILƏR
دنیز..... دریا..... DƏNIZ
فیدان..... شکوفه،غنچه..... FIDAN
گور سئل..... سیل خروشان..... GURSEL
گول آی..... ماه خوشگل،ماه زیبا..... GÜLAY
گول اؤز..... گل رخ،خوشرو..... GÜLÜZ
گول بنیز .....گل رخ..... GÜLBƏNIZ
گول سان..... گل تبار،مثل گل..... GÜLSAN
گول شن..... گل شاد..... GÜLŞEN
گول گون..... گل روز..... GÜLGÜN
گولنار..... گل انار..... GÜLNAR
گولناز..... گلناز،گل محبوب..... GÜLNAZ
گول یاناق..... گل گونه،گل رخ..... GÜLYANAQ
گول یانار..... گل سوزان،گل سرخ..... GÜLYANAR
گول یاز..... گل بهار..... GÜLYAZ
گوموش تئل..... دارای گیسوان نقره ای،نقره فام..... GÜMÜŞTEL
گون آی .....ماه و خورشید،روز روش..... GÜNAY
گون ار..... قهرمان روز،همیشه قهرمان..... GÜNƏR
گونش..... خورشید..... GÜNƏŞ
گونئی..... جنوب،آفتابگیر..... GÜNEY
گوندش .....همزاد،همزمان زاده شده..... GÜNDƏŞ
گونده یاز..... همیشه بهار،همیشه بهار..... GÜNDƏYAZ
همرسین..... نسترن..... HƏMƏRSIN
کونول..... قلب،دل..... KÖNÜL
کپنک..... پروانه..... KƏPƏNƏK
کوسن..... قهر کننده..... KÜSƏN
کوسمز..... گشاده رو،دل فراغ..... KÜSMƏZ
کسکین .....برنده،تیز..... KƏSKIN
لاچین..... عقاب،شاهین..... LAÇIN
لاله..... لاله..... LALƏ
لیلپار..... گل چشمه،گل همیشه سبز در آب..... LILPAR
لیمان..... بندر..... LIMAN
مارال..... آهو،غزال،زیبا..... MARAL
ماوی..... نیلی،آبی..... MAVI
ماراق..... علاقه..... MARAQ
ناردانا..... دانه انار..... NARDANA
نارگیله..... دانه انار..... NARGILƏ
ناریش..... مثل انار،نارنج..... NARIŞ
نازلی..... پر عشوه..... NAZLI
پارلار..... منور میشود،نورانی میشود..... PARLAR
پارلاق..... درخشان،نورانی..... PARLAQ
پینار..... چشمه..... PINAR
قارا گیله..... سیاه چشم،دارای مزدمک سیاه..... QARAGILƏ
قوقوش..... پرنده قو..... QUQUŞ
قومرال..... خاکستری،خاکی..... QUMRAL
قیز خانیم..... دختر خانوم..... QIZXƏLIN
قیل باش..... دارای موهای دراز..... QILBAŞ
قیزیللی..... طلائی..... QIZILLI
قیزیل تئل..... مو طلائی..... QIZILTEL
ساچلی..... دارای موهای دراز و پرپشت..... SAÇLI
ساناز..... بی نظیر،بی همتا..... SANAZ
سانای..... محترم،شهره پاکی..... SANAY
سانلی..... معروف،مشهور؛نامدار..... SANLI
سایین..... عزیز،محترم..... SAYIN
سولماز..... همیشه شاداب..... SOLMAZ
سونای..... آخرین ماه،پرنده مانند..... SONAY
سونر..... آخرین قهرمان،آخرین دلاور..... SONƏR
سونگول .....آخرین گل..... SONGÜL
سونییا..... سونیا..... SONYA
سیرداش..... همراز..... SIRDAŞ
سیبل..... مو طلائی..... SIBEL
سئوین..... شاد باش..... SEVIN
سئلجان..... سیل جان..... SELCAN
سئون..... دوست دارنده..... SEVƏN
سئودا..... عشق..... SEVDA
سئوگی .....عشق،محبت..... SEVGI
سئوگی ناز..... عشق ناز،پر محبت..... SEVGINAZ
سئوگول..... گل دوست..... SEVGÜL
سئویل..... فعل امر:مورد محبت قرار بگیر..... SEVIL
سئوینج .....شادی،خوشی..... SEVINC
سحر..... صبح،آغاز روز..... SƏHƏR
شن آی..... ماه شاد،ماه خوشرو..... ŞƏNAY
شن ائل..... مردم شاد،مردم خندان..... ŞƏNEL
شن یاز..... بهار شاد،بهار خوش..... ŞƏNYAZ
تامارا..... کاملا جستجو کن،کاملترین..... TAMARA
تامای..... ماه تمام..... TAMAY
تانسو..... نور سحری،سوی فجر،شبنم..... TANSU
تای سیز..... بیتا،بی مثل..... TAYSIZ
ترکان..... ملکه..... TƏRKAN
توران..... نام کشور،ترکستان..... TURAN
تومروس .....اسم خاص..... TUMRUS
توووز..... طاووس،منطقه در آذربایجان..... TOVUZ
تویغون..... مسرور..... TOYĞUN
تویگون..... شادزی،دارای روزگار خوش..... TOYGÜN
تئللی..... دارای موهای بلند و پر پشت..... TELLI
تئلمان..... ظریف،مثل مو..... TELMAN
تئلناز..... دارای موهای زیبا..... TELNAZ
خانیم بال.....ا خانوم کوچک..... XANIMBALA
خاتین..... زن خان،خاتون..... XATIN
یاز گل..... گل بهار..... YAZGÜL
یاغیش..... بارش باران،حالت بارش،باران..... YAĞIŞ
یاغمور..... باران..... YAĞMUR
یانار گول..... گل سوزان،گل سرخ YANARGÜL.....
یایقاش..... اسم خاص،ابرو کمان..... YAYQAŞ
یئتر..... کافی..... YETƏR
یوکسل..... سر بلند باش..... YÜKSƏL
  

اسامی ترکی همراه با معنی برای پسران

اسامی ترکی همراه با معنی برای پسران

پسر

آبی..... برادر بزرگ
آبیتن..... برادروار،عین برادر
آتا..... پدر،بزرگ،سرپرست
آتابی..... مربی،معلم،اتابک
آتاخان..... خان بزرگ،خان پدر
آتامان..... تمثیل کننده ی پدر،پدرانه
آتیللا،آتیلا..... چابک سوار،تیزپا
آتیش..... پرتاب،شلیک
آتیشماز صلح..... دوست،بی طرف
آخار..... جاری،روان،جهت دار
آدای..... نامزد،کاندید
آذر..... آتش
آراز..... آراز.،قهرمان منصوب به طایفه آس
آرال..... متوسط،نام کوه
آرامان..... سنبل پاکی
آران..... دشت نسبتا گرم و صاف
آرتان..... پر برکت،افزاینده
آرسالان .....شیر،مرد افکن
آرغین..... پاک شده،منزه
آرمان..... قابل جستجو
آشقین..... آشقین،متلاطم،رد شونده،برتر
آغ بی..... سفید بیک،مرد رو سفید
آلای..... دسته،گروه
آلپ..... قوی،جسور،نام کوه
آلپ آسلان..... شیر قوی،شیر جسور
آلپای..... تمثیل کننده دلیری و زیبایی
آلپر..... قهرمان جسور،دلاور،سلحشور
آلتای..... نام سلسله جبال
آ لخان..... خان سرخ،اسم خاص
آلقیش..... تشویق،پیشواز
آلوو..... آتش،شعله
آلیشان..... آتش گیرنده،انس گیرنده
آوجی..... شکارچی،صیاد
آیبک..... سفیدرو،ماه رو
آیتای..... مثل ماه،ماه وش
آیچین..... برای ماه،چین ماه
آیدین..... روشن،پاک
آی دمیر .....پلاتین،فلز درخشان
آیشین..... ماهرو،نقره فام
آیمان..... ماه وش،تمثیل کننده ماه
آییق..... بیدار،دوراندیش،هشیار
آیسوی..... پاکنژاد
آتروپات..... اسم خاص
آردا..... یادگار
آیتان..... ماه صفت
آی دوغان..... شاهین زیبا
آناج..... مجرب،با تجربه

ائدیل..... آسان،قابل حل
ائل اوغلو..... فرزند خلق،مردمی
ائل بان..... صدای مردم
ائل بی..... سرپرست مردم،بزرگ قوم
ائل تن..... پاره تن مردم
ائل جان .....جان مردم
ائلجه بیل..... دانا،دانشمند
ائلچی..... سفیر،نماینده
ائلچین..... برای مردم، بخاطر مردم
ائلخان..... رهبر مردم
ائل داش..... هم ملیت،هم نژاد
ائلده تک..... بی تا،بی مثل،دردانه خلق
ائل دنیز..... دریای خلق
ائل سس..... صدای مردم
ائل سئور..... مردم دوست،ملی
ائل سئون..... دوستدار مردم
ائل شن..... شادی مردم،مردم شاد
ائمیل..... ساکت،آرام،بی آزار
ائل مان..... تمثیل کننده مردم
ائل یانار..... مردم روشن ضمیر،انسان دوست
ائل یورد..... سرزمین مردم،خانه مردم

ارن..... مرد غیور و سلحشور
ارول..... قهرمان باش، انسان باش
اروستون..... مرد برتر،والا مقام
ارجان..... مردجانانه
ارخان..... خان سلحشور
ارکین..... آزاد،مستقل
افراسیاب..... افراسیاب،اسم خاص
الدمیر..... آهن پنجه،قدرتمند
افشین..... سردار،فرمانده
ارسلان..... مرد افکن،شکست ناپذیر

ایشیق..... نور ،روشنایی،افق
ایگید..... قهرمان،ساحشور
ایلدیریم .....تندر،آذرخش
ایلقار..... عهد وپیمان
ایلکین..... ائلین،نخستین
ایل یاز..... بهار سال
ایمراه..... امیر،رئیس،فرمانده
اینال..... باور کردنی،مورد باور
اینانج..... عقیده،ایمان،باور
اوختای..... تیرمانند،تیروش،تیزپا
اودآلوو..... آتش پاره،شعله آتش
اودمان..... مثل آتش،تمثیل کننده آتش
اورهان..... مناسب،اوغورخان
اوغوز..... اسم خاص
اووچو..... شکارچی
اؤتگون..... برتر،نافذ
اؤزقان..... هموطن
ازگور..... مستقل،متکی به خود
اوجال..... سرافرازباش
اوغور..... پیروز،موفق
اولدوز..... ستاره
اوزای..... روسفید،سفید بخت
اوستون..... برتر،غالب،پیروز
باباخان..... باباخان،خان بزرگ
بابک..... بابابی،خان خانان،بابک
باریش..... صلح،دوستی
باریشماز..... سرسخت،محکم
باشقان..... رئیس،صدر
بایات..... نام طایفه ای از تورکان/ثروتمند
بایدار..... سر سلسله
باییندیر..... نام یکی از قبایل تورکان
بکداش..... عزیز/ارزشمند
بیلگین..... دانا/دانشمند
بولود..... ابر
بوران..... بوران/مه غلیظ
بوغاج..... قدرتمند/قوی
باتور..... دلیر/جسور
جومای..... غرق در ماه
جوشور..... همیشه متلاطم
جوشگون..... جوشان
چاپار..... پیک/فرستاده
چاپای..... چابک/چاپگر
چالار..... سوزان/شبیه/تیز
چووغون .....چدن/کولاک
چئویک..... چابک/زرنگ
چیریک..... چابک/سرباز
چیلغین..... واله/عاشق/شیفته
دالغین..... متفکر/ژرف نگر
دمیر ال..... پنجه آهنین/قوی
دومان..... مه
دویغون..... احساس کننده/فهیم
دومرول..... اسم خاص
دیلک..... آرزو/آمال
دونوش..... عطف
دؤنمز..... قاطع/بران
فرخان..... خان مقتدر/خان با فراست
گنج بی..... جوانمرد/جوان بزرگ منش
گورسئل..... سیل خروشان
گونای..... ماه خورشید
گووه ن..... فخر/اعتماد/افتخار
هاکان..... خان خانان/امپراطور
هارای..... فریاد/نعره
هایدی..... زرنگ/چابک/همصدا
لام..... ساکت/آرام
نریمان..... قدرتمند/نرمانند
پاشا..... خان،آقا
پولاد..... فولاد
قارا اووجو..... صیاد بزرگ
قارامان..... قهرمان/مثل بزرگان
قارتال..... شاهین/عقاب
قافلان..... پلنگ
قاییم..... محکم/استوار
قوتاز..... گل سر
قوچاق..... قهرمان/همیشه شجاع
قوچ ار..... دلیر مرد/مرد شجاع
قورقود..... ریش سفید/بزرگ قبیله
قوشار..... سازنده/اتصال دهنده
قیزیل آسلان..... شیر طلائی
قیزیل باش..... مو طلائی/رهبر
قیلینج..... خنجر/شمشیر
قیوراق..... چابک/زرنگ
سابوتای..... اسم خاص
سادای..... حساب شده/شمرده شده
ساوالان .....نام کوه/باج گیر
ساواش .....جنگ/نبرد
سهند..... نام کوه
سونار..... تقدیم کننده/معرف
سونقور..... شاهین/عقاب
سیرداش..... همراز/هم سر
سیلدیریم..... سخت/محکم
سؤنمز..... روشن/همیشه سوزنده
سئون..... دوست دارنده
سئور..... دوستار
شاخار..... همیشه آتش زن
شانلی..... دارای اعتبار و مقام و منزلت
شان آی..... ماه خندان/ماه شاد
شان سس..... خوش صدا
شان یاز..... بهار شاداب
شونقار..... شاهین/عقاب
تانیش..... آشنا/فامیل
تایماز..... بی نظیر/بی همتا
تایسیز..... بی نظیر،بی همتا
توراج..... نام پرنده
تورال..... مجهول
تورغای..... مرغ ماهی خوار
توماج..... تیماج/چرم دباغی شده
توغان..... شاهین
توغای..... ببر
توغرول..... طغرل
تورکای..... اسم مرکب از ماه و تورک
تئلمان..... مثل مو/ظریف
تئمو..... آهن
تئمو چین..... آهنین/سرسخت
تومر..... مرد تمام/قهرمان
ووران..... زننده/فاتح/پیروز
وورغون..... واله/شیفته/عاشق
وولکان..... آتشفشان
وارمان..... پی برنده/دست یابنده
خاقان..... خان بزرگ/امپراطور
خان آغا..... مرد بزرگ
خان دمیر..... آهن سخت/آهن آبدیده
خان سئور..... خان دوست
خزر..... شمال/نام یکی از قبایل تورک
یارار..... به درد بخور/شکافنده
یاغمور..... باران
یالچین..... تخته سنگ/صخره
یانار..... سوزان/همیشه سوزنده
یاووز..... جسور/دلیر/شجاع
یورداغلو .....فرزند میهن/وطن پرست
یوردچو..... ولیعهد/جانشین
یوردمان..... نشانگر میهن
ییلماز..... شجاع/جسور/نترس

معرفی کوتاه "قاچاق نبی" ,"سارا" و"کوراوغلو" در شعر شهریار

معرفی کوتاه "قاچاق نبی" ,"سارا" و"کوراوغلو" در

 شعر شهریار 

"قـــاچاق نــــبی " یک شخصیـــت مبــــــارز و ظلم ستـــــیزی بـــود که در دوران

حکومت تزارها, مبارزات دهقانی را رهبری میکرد.او در ولایت الیزابت پل در بخش رنگه

زور دهی بنام "اشاقی مولی" بدنیا آمد.پدر نبی تهی دستی بود  که یک خانواده هفت

نفری را سر پرستی میکرد.هنگامی که نبی شانزده ساله بود ارباب پدرش را زیر کتک

می گرفت.نبی به ارباب حمله کرد ولی با شکایت ارباب نبی را دستگیر کردند.حکومت

تزاری او را به اردوی کار اجباری محکوم کرد.نبی از آنجا فرار کرده و به همراه همسر

دلیرش"حجر"علیه ستم فئودالها و حکومت تزاری به مبارزه پرداخت نیروهای دولتی با

دشواری فراوان توانستند گروههای یاغی وسرکش را که رهبریشان به عهده نبی بود

سرکوب کنند. "نـــبی" در سال 1313 هجری قمری با همکاری ماموران تزاری وحکام

قاجاری در یــکی از روستا های ارومیه به قتــل رسید ,اما دلاوریهای او به افسانه ها

پیوست.به نام "قاچاق نبی" سروده ها واشعار زیادی سروده شده است.از جمله این

شعر شهریار:

دور قفس قاپیسین بیر آچاق نبی

بو صینیق قانادلا بیر اوچاق نبی

"قازامات"ایستی دیر یاتا بیلمیسن

آنالار بئشیگین ساتا بیلمیسن

اوز آتا یوردونو ,آتا بیلمیسن

غیرتین قوربانی آی "قاچاق نبی"

***************

"سارا"کودکی زیبا و محبوب در دوران ارباب ورعیتی در دشت مغان به دنیا آمد,مادرش

را در کودکی از دست داد وتحت سرپرستی پدرش رشد کردوبا جوان دلیری که ملقب

به "خان چوپان "بود پیوند عقد بست.اما خان بزرگ "ارباب"با ضرب وشتم خانواده دختر

سارا را به اجبار به عقد ظاهری خود در آورد."سارا" که همچنان به پیوند واقعی خودبا

"خان چوپان"  وفادار بود , پــیش از آنکه به خانه "خان بزرگ" برود خود را در رودخانه ای

غرق می کند وحسرت تـبهکاری را به دل "خان بزرگ" می گذارد و به تعبــــیر شهریار

عروس دریا می شود:

"سارا" گل و ماه کوهپایه

در خانه زین عروس میرفت

سیلش بربود و اژدهائی

تند وخشن وعبوس میرفت

گلدسته بر آب وشیون خلق

بر گنبد آبنوس می رفت

"سارا" تو شدی عروس دریا

***************

روشن نام پسر دلاوری است که پدرش "علی کیشی" نامیده می شد.آنـــها در دوره

ارباب و رعیتی (فئودالیسم) در قلمرو "حسن خان" زندگی می کردند. حسن خان به

جهت اتفاق بسیار جزئی دستـور می دهد چشمهای علی کیشی را در آورده و او را

کور سازنـــد.پــس از این واقعه روشن ,"کور اوغـلو" یعنی فرزند مرد کور نـــامیده می

شود.این اتـــفاق باعث می شود که کور اوغلو و پدرش از قلمرو حاکمیت حسن خان

گریخته و در کوهستان صعب العبوری به نام " چنــلی بل" یعنی کمره مه آلود ساکن

شده واز آنجا به همراه انقلابیونی که به گرد آنها جمع شده بودند علیه شیوه ارباب و

رعیتی به مبارزه بر می خیزند.

داستــان فولکوریک "کور اوغلو" به اعتــقاد بسیاری از صاحب نـــظران ریــشه در وقایع

اجتـــماعی  و سیاسی (قیام جلالی لر و قیــام بابک خرمدین) دارد.کوه سهنــد, نـام

کوراوغلو را در بندی از سهندیه برای شهریار تداعی می کند.

گول چیچکدن بزه ننده, نه گلینلر کیم نازین

یئل اسنده او سولاردا نه درین راز –نیازین

اوینایار گوللر قوتازین

تیتره ییر ساز تئلی تک شاخه لرین چایدا چمنده

یئل او تئلر ده گزنده نه "کوراوغلو" چال سازین

ramazan

گجه لر

گجه لر

تنگ اولور باشيمه تك ليگ ساري عالم گجه لر 

بير نفر اولمادي منله اولا همدم گجه لر 

عشقه بيگانه اولانلار نه بيلر كيم نه چكير 

چكمسين من چكني اهل جهنم گجه لر 

بير منم بير ده قلم بير ده بو ويرانه اووم 

گليريگ هر اوچوموز نا له يه با هم گجه لر 

كيمسه بيلمز او رگيم سيريني دنياده منيم 

ياز قلم دور ماكي سن سنمنه محرم گجه لر 

بو سينانقلبيمه گوندوز وورولان ياره لر 

مهربان يار ا لي ايستر قويا مرهم گجه لر

ائل قيزي سونا


 


یازان: شیمشک شهبازی   

دوستلار دئمه لییم کی بو یازی نئچه ایل قاباق ( عصر آزادی و شمس تبریزی) درگی سینده ویریلمیشدی.

ائل قيزي سونا

بير قادين اؤزونو قايادان آتير  گئجه دير، قورخونج بير گئجه، سكوت هر ياني بورويوب. سسسيز سميرسيز بير گئجه بو سكوت بو قارانليق، جنت قاراباغين كندلرينين بيرينده تاريخين قانلي بير فاجعه سينده‌ن خبر وئرير.

بير گنج قادين كؤرپه‌سيني باغرينا باسميش دهشتلي گئجه‌نين قارانليغيندا صاباحا فيكيرله‌شير، گؤره‌سن صاباح نه‌لر اولاجاق؟ گؤره‌سن صاباح تاريخين آغ صفحه‌لري هانسي بير قانلي فاجعه‌ني يازيب سينه‌سينده ساخلاياجاق؟

بو گنج قادينين قورخوسو چوخدا يئرسيز دئييل آخي ارمني داشناك‌لاري تورك اولان اهاليه ائولريني ائشيك‌لريني هابئله يورت، يووالاريني، قويوب قاچماغا فرمان وئرميشدي!!!

كئچميش‌ده خوي، سلماس، اورميه... ده اوز وئره‌ن قانلي اولايلار بير سينما پرده‌سي تك ائل قيزي سونانين گؤزونون اؤنونده بيتميشدي.

گئجه‌نين قارانليغيندا بير اينجه آناسي سوكوتو سينديرير. قولاغ آسين بوسس، بو اينجه اوره‌ك اوخشايان سس بير گنج آنانين لايلاي سسيدي

لايلاي، لايلاي

ائويم ائشيگيم لايلاي

كؤرپه‌م ياتيب خبرسيز

قانلي بئشيگيم لايلاي...

سانكي بو گنج آنا قاباخجادان بونو دويوب‌كي جنت قاراباغ بو تئزليكده قانلي بئشيك اولوب، اؤزونه يئني بير عنوان آلاجاق، آدينا قانلي قاراباغ دئييله‌جك!!

قورخولو گئجه‌نين سونا چاتماسي داها قورخولاري چوخالدير. گول‌له‌لرين وييلتيسي بومبالارين نريلتيسي اودلو سيلاحلارين توستوسي باروتلارين قوخوسي ناحاق تؤكولن گوناهسيز اينسانلارين قانلاري جنت قاراباغدا جهنم ياراتميشدي!!

سونا ائوده‌ن چيخير قورخا - قورخا كوچه قاپيسين آچير، گؤردویو صحنه‌يه هئچ اينانا بيلمير، بو حقيقت‌دي يوخسا قورخولو يوخو گؤرور؟ بهت آپارير آنجاق نئچه آديم‌ليغيندا پارتلايان بير ال بامباسي سوناني اؤزونه گتيرير هابئله بو آجي صحنه‌نين دوزلیگین اينانديرير...

قونشولارين هاميسي گول‌له‌لنميش، كؤرپه اوشاغلار، آغ ساققال قوجا آتالار آغ بيرچك آنالار، قيزلار گئلين‌لر آل قانلارينا بلشميش...

كورپه‌جه‌سيني باغرينا باسميش، اوز قويور قاچماغا قانلي كوچه‌لري بير - بيردولاشير كنده‌ن باييرا چيخير.

چيمن‌ليگين قورتاراجاغيندا اولان آلچاغي تپه‌ني آشان حالدا، قودوز داشناك‌لار اونو گؤرورلر توتون اونو دييه، ايشلر سوروسو بير جيئيراني قووان تك او گنج قاديني قووالاييللار...

او دلي جئيران، يوخ، من بو قودوز دوشمنه باج وئرمه‌ره‌م دييه، قاچير. قاچديقجا قيرواق‌لاشير، داغلار آشير.

قودوز ايتلرده سانكي اونو توتماغا آند ايچميش هئچ گئري قاييتمايير. بو قووما، قاچمادا گنج قادين هابئله اونو قووان قان قوشونو بير هوندور قايانين زيروه سينه قالخيللار.

ناموس تجاوزي فيكرينده اولان قودوز قوشونون باشچيسي قهقهه ايله گولور دئيير دلي جئيران اويون باشا چاتدي.

كؤرپه‌سي قوجاغيندا اؤلن، ائل قيزي قوچاق سونا داها قوخمور. بير فاتح قوشونون باشچيسي ساياق. مئيدان اوخويور.

اوجادان گولور دئيير هله اويون تازا باشلانير!!!

بيز تورك‌لرين نئجه ياشاماغيميزي گؤروبسوز. آمما ايندي گركديركي نئجه اؤلمه‌گيميزي‌ده گؤره‌سيز!...

ائل قيزي قهرمان ساراايله داشقين سئلين داستانيني بيليرسيز؟ بابام اولو بابكين قودوز دوشمنلره بويوردوغون ائشيديب سيز؟

كي دئيير :

اؤلوم ايگيدلرين سون سيلاحيدير!!! بابام بابكين بويوردوغونا بويون اييب ساراايله سئل داستانين، قايا ايله سونادا تكرار ائده‌جه‌يم!!

او قادين اؤزونو قايادان آتير

قايا ايله سونانين داستاني بيتير

***

اينسان مقدسدير، قيیمامالييق

دئمه‌يين پاك‌ليغا بو دونيا داردي

هله‌ده – هله‌ده بيزيم ائللرين

شرفلي سارا تك قيزلاري واردي

 

عصريمين ساراسي منم دييه‌ر‌ك

اؤزونو قايادان آتير او قادين

سارا تكرار اولور سئل تازالانير

شرفده سارايا چاتير او قادين

 

هر عصرين اؤزونون، اؤز ساراسي وار

آدلار دييشيلير كئچديكجه زامان

اؤلومون ياشاماق، سانان او قادين

ابدي ياشايان بير آددير اينان

 

تاريخ اونودانماز او اينسانلاري

اونلار تاريخلرين مقددسيدير

نسيل ده‌ن – نسيله حك اولوب قالان

اونلار اينسانليقدير، اينسان درسيدير

"فریاده گلون"

  • شعری از استاد هوشنگ جعفری یکی از هزاران مفاخر آزربایجان از شهر زنجان
    "فریاده گلون"

    فریاده گلین نازلی نیگاریم گئدیر الده ن
    ...

    همد م اولوب اغیاریله یاریم گئدیر الده ن

    رفتاری گوزل نوطقی گوزل باخماسی گویچک

    آهو کیمی باخدیقجا قراریم گئدیر الده ن

    حسرتله قالار گوزلریم آخیر دالئسیجا

    هجران یئلی اسدیکجه باهاریم گئدیر الده ن

    ناز ایله سه نازین چه که ره م ئول دیسه ئوللم

    یوخ چاره یولوم شعر و شعاریم گئدیر الده ن

    آواره قالان من غمی عشقینده یانان من

    آخیر نه دئییم دار و نه داریم گئدیر الده ن

    زلفین توکوب اطرافه گیوب جامه ی زرین

    آماده اولوب گئتمگه یاریم گئدیر الده ن